منظور از عملکرد صادراتی میزان دستیابی یک شرکت به اهداف خود در فرایند صادرات یک محصول به بازارهای بین المللی است یا تاثیر بازاریابی بر عملکرد صادرات ، در واقع عملکرد صادراتی نسبت عملکرد واقعی شرکت به هدف تعریف شده است.
در صورتی که شرکت بتواند به برنامه های صادراتی خود دست یابد عملکرد صادراتی برابر یک خواهد بود. در حالت ایده آل این نسبت بزرگتر از یک خواهد بود و در شرایط نامساعد نیز عملکرد صادراتی کمتر از یک است. البته باید توجه داشت عملکرد صادراتی از یک طرف به عملکرد واقعی شرکت مرتبط است و از طرف دیگر به دقت در هدفگذاری. در صورتی که هدف صادراتی با دقت انتخاب نشود ارزیابی آن کیفیت پایینی خواهد داشت و کمک کننده نخواهد بود. در نظر گرفتن هدف پایین برای یک شرکت می تواند منجر به بزرگ شدن کسر بالا شود در حالی که واقعا عملکرد واقعی خوب نبوده. همچنین هدف بیش از اندازه سختگیرانه نیز می تواند شرکت را با چالش مواجه کند.
در شرکتهای صادراتی شهر تهران فناوری اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد صادراتی تاثیر معنا داری دارد. اما این تاثیر بسته به نوع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات متفاوت است. استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای جستجوی اطلاعات فقط بر بعد عملکرد در بازارهای بین المللی تأثیر گذار است ولی بر بعد دانش بازار جدید تأثیر گذار نمی باشد. همچنین استفاده ازفناوری اطلاعات و ارتباطات برای فعالیتهای فروش بر هیچ یک از دو بعد عملکرد صادراتی تأثیر گذار نیست و در نهایت بین استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه ارتباطات و هر دو بعد آن یعنی عملکرد در بازارهای بین المللی و دانش بازار جدید ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق بیانگر این مقوله است که از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مرحله نخست به عنوان تسهیل کننده ارتباطات با مشتریان و پس از ایجاد تماس های چهره به چهره از آن به عنوان ابزاری با قابلیت بالا جهت پشتیبانی تعاملات طرفین مورد بهره برداری قرار گیرد
نتایج گویای این است که شرکت های تولیدی کوچکتر و با مالکیت خصوصی از عملکرد صادراتی بهتری برخوردار هستند. همچنین سطح تکنولوژی و شدت سرمایه در عملکرد صادراتی کسب و کارهای تولیدی کوچک و متوسط تاثیر ندارند. یافته های پژوهش نشانگر تاثیر مهارت کارکنان و میزان تحصیلات آنها بر عملکرد صادراتی است. تحقیق و توسعه و تنوع محصول نیز بر عملکرد صادراتی موفق این شرکت ها تاثیر دارند. نتایج نشان می دهد شرکت های تولیدی با تنوع محصولات کمتر از عملکرد بهتری در حوزه صادرات در ایران برخوردار هستند.
شرکت ها برای بقا و موفقیت در فعالیت های صادراتی به شناسایی عوامل مؤثر بر عملکرد صادراتی خود نیازمندند. شناسایی عوامل داخلی، به این سبب که تحت کنترل شرکت ها هستند، از نظر اقدام به توسعه صادرات، بسیار بااهمیت است عوامل داخلی شرکت، مثل ویژگی های مدیریتی و دسترسی به منابع داخلی، بر عملکرد صادراتی تأثیر مثبت و معنادار دارد.
مفاهیم و مبانی نظری عملکرد صادراتی
عملکرد صادراتی، انعکاسدهندۀ رفتار خاص یک شرکت در استفاده از منابع و قابلیتهایش در موقعیت بینالملل در یک زمان مشخص است. عملکرد صادراتی شرکت یکی از شاخصهای کلیدی موفقیت فعالیتهای صادراتی یک شرکت درنظر گرفته میشود، که به شکل یک پدیده گسترده مطالعه و بررسی میشود. همچنین موتور محرک رشد اقتصادی کشورها و نیز عنصری حیاتی برای مزیتهای رقابتی سازمانها بهشمار میرود. عملکرد صادراتی استراتژیک به درجهای که سازمان در دستیابی به اهداف استراتژیک خود بهدرستی عمل کرده اشاره دارد و شامل بهبود مزیت رقابتی، افزایش سهم بازر و تقویت موضع رقابتی است.
این عملکرد در سه بعد زیر بررسی می¬شود سطح صادرات، رشد صادراتی و سودآوری صادراتی. سطح صادرات، به یک شاخص سنتی که نشان دهنده اهمیت صادرات برای شرکت است، اشاره دارد، درحالی که رشد فروش و سودآوری، پویا هستند و بیشتر جنبههای اقتصادی را مد نظر قرار میدهند. میزان موفقیت یک شرکت در صادرات را میتوان با کارکرد صادراتی آن ارزیابی کرد. کارکرد صادراتی را میزان دستیابی به اهداف، وقتی که شرکت، محصولی را به بازار خارجی صادر میکند. محققین در سنجش عملکرد از شاخصهای ذهنی عملکرد مانند رضایت مشتری، وفاداری مشتری و غیره، در برخی مطالعات از شاخصهای عینی عملکرد مانند حاشیه سود و غیره و در برخی دیگر برای سنجش عملکرد از شاخصهای ترکیب شاخصهای عینی و ذهنی استفاده شده است.
باتوجه به اینکه صادرات یک انتخاب استراتژیک برای شرکت است، اهداف آن میتواند بین شرکتها، صنایع و موقعیتهای ملی و افقهای زمانی متفاوت باشند سنجشهای عملکرد صادراتی معمولاً به سه گروه گسترده تقسیم میشوند: ۱. معیارهای اقتصادی و مالی، ۲. معیارهای غیراقتصادی و ۳. غیرمالی و معیارهای عمومی.
معیارهای اقتصادی به سه دستۀ معیارهای مربوط به فروش، معیارهای مربوط به سود و معیارهای مربوط به سهم بازار تقسیم میشوند
معیارهای غیراقتصادی به سه دستۀ معیارهای مربوط به بازار، محصول تقسیم میشوند. معیارهای مربوط به بازار نسبت به دو معیار دیگر بیشتر بررسی شدهاند، هر چند که بهطور کلی آنها نیز بهندرت تحقیق شدهاند. معیارهای عملکرد، از جمله نفوذ در بازارهای صادراتی را میتوان نام برد، که معیار تعداد کشور/ بازار صادراتی بیشتر از همه بررسی شده است. معیارهای مربوط به محصول، به تعداد محصولات جدید صادرشده، نسبت صادرات به گروههای محصول و نسبت صادرات به توسعۀ محصول اشاره دارد.
برخی محققان، رویکرد عمومی را برای اندازهگیری آن انتخاب کردهاند. یک معیار عمومی، درجۀ رضایت مدیران صادراتی، از عملکرد کلی صادرات برای تعیین نتیجه از فعالیتهای صادراتی شرکتهای مرتبط است. معیار دیگر، موفقیت صادراتی درک شده و درجهای که اهداف صادراتی انجام شده است، به حساب میآید



